محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

368

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

از حدّ زياده ، از ظاهر دار السلطنهء هرات با لشكر قيامت حشر ، از اوزبكان يأجوج صفات ، بعزم تسخير مشهد مقدس معلى و تشويش خاطر اكابر و سادات كرامت انتما و سدنهء « 1 » آن آستانهء جنت آسا ، توسن عزيمت برانگيخت و چون ساحت ولايت جام ، معسكر آن گروه شقاوت فرجام گرديد و خبر اين قضيهء موحش به گوش امارت و ايالت پناه امّت خان كه حاكم و ضابط آن خطهء فردوس شأن بود رسيد ، ساكنان محلات خارج شهر را به اندرون شهر بند آورده حسب المقدور و حيث الميسور در عمارت بروج و مرمت رخنه‌ها كه محل دخول و خروج بود كوشيد و در استحكام باره و حصار و حصانت بنيان و جدار [ 202 ] آن بلدهء كعبه آثار اهتمام تمام نموده ، اطراف آن را در عهدهء حراست و محافظت اصناف سپاهيان شجاعت اتّصاف كرده همّت بر دفع و منع اعدا گماشت . و بر هر دروازه اميرى و بر هر برج دليرى با چند نفر از تفنگچيان چابك دست و كمانداران نازك شست ، مقرّر داشت و اجلّهء سادات رفيع الدرجات و اعزّهء خدّام عظيم البركات و اكابر علماء و افاخم فضلاء باتفاق جناب مجتهد الزمانى ، متمكن سرير دين پرورى ، مولانا و استادنا عبد اللّه الششترى ، در جوار روضهء عرش احترام حضرت امام ثامن عليه الصلاة و السلام « 2 » ساكن گشتند و از آسيب طوفان بيداد اوزبكان كافر نهاد به آن سفينه كه مورد حديث « مثل اهل بيتى » است پناه بردند . و سلطان زاده ، پس از وصول به ظاهر شهر سپاه قيامت قهر را بر حوالى و حواشى آن بلدهء جنت بهر قسمت نموده صورت فتح ، بر لوح آرزو نگاشت و هر طرف از اطراف آن ديار كعبه اوصاف را بحوزهء تسخير يكى از بهادران با تهوّر درآورده خود در باغ آلندشت « 3 » كه بين العوام ، به باغ علم دشت شهرت دارد « 4 » و صحراى « 5 » سراب نزول كرده علم تكبّر و تجبّر برافراشت و بقاعده‌اى كه معهود آن طايفهء ياغيه

--> ( 1 ) - م : سده . ( 2 ) - م : و السلم . ( 3 ) - م : علم دشت . ( 4 ) - م : داشت ( 5 ) - م : صحراب .